تبلیغات
وبلاگicon
*** بانوی تنهایی ***
نویسنده
لینک دوستان
التماست نمی کنم
هرگز گمان نکن که این واژه را
در وادی آوازهای من خواهی شنید
تنها می نویسم بیا
بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر
نگاه کن
ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است
اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود
ساعتی پیش
این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
حال هم
به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
اما
تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین
بیا و امشب را
بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش
مگر چه می شود
یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟
ها ؟
چه می شود ؟





طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: چه می شود ؟، یغما گلرویی،
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 12:34 ب.ظ نیلوفر
اشکهای تنهایی من

سرشار از عطر باران

سیب و انار سرخ را خوب میشناسم

نامم بانوی تنهایی است

نیلوفر نام دیگر منست

هان

ای پروانه ی عاشق

بدیدنم بیا

گل سرخ نشانی منست
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب