تبلیغات
وبلاگicon
*** بانوی تنهایی ***
نویسنده
لینک دوستان

چقدر خوردم

حرفی را که

دیگر دلم هم برایش جایی نداشت!!

گذاشتم تمام دنیا

 آرام

روی پاهایم بخوابد ...

و صدای درونم را

در گونی کردم

 که

تکثیر درد هایم

به سلول های سر خوششان سرایت نکند!


بریده ام از اعتبار دادن

به فردایی که نا تنی ترین برادر امروز است

جریح شده ام ...

 شبیه اسلحه ای که

از قاب شدن به دیوار خسته است

می خواهم

 در بروم

گلوله ای که کاری به انصاف ندارد !

خسته ام ...!





طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: دیگر دلم هم برایش جایی نداشت!!،
پنجشنبه 23 خرداد 1392 05:09 ب.ظ نیلوفر
اشکهای تنهایی من

سرشار از عطر باران

سیب و انار سرخ را خوب میشناسم

نامم بانوی تنهایی است

نیلوفر نام دیگر منست

هان

ای پروانه ی عاشق

بدیدنم بیا

گل سرخ نشانی منست
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب